* درود و احترام جناب بختیار. کلا بحث مووینگ ها و روند ها بسیار گسترده و مواردی که می توان از ترکیب آنها استخراج کرد بسیار هست اما مثلا چند مورد مرسوم در خصوص آنها عبارتند از : - سطوح حمایت و مقاومت داینامیک - کراس مموینگ تند و کند و سیگنال گرفتن در خصوص سنتیمنت buy یا sell بازار - تعیین نوع روند صعودی، نزولی و رنج بازار و معامله در جهت روند غالب - تعیین جنس روندهای صعودی ، نزولی و رالی - سنجش مومنتوم بازار و اطلاع از تندی و کندی حرکات بازار و بازگشت به میانگین Mean Reversion - نفوذ های قیمت به زون ها و لایه های میانی مویینگ های چندگانه و اطلاع از افت قدرت روند و احتمال ریتریس یا چرخش روند - تعیین سطوح حمایت و مقاومت قدرتمند در روش دوآل یا مولتی تایم در تایم فریم های بزرگ - امکان تعیین روند کوتاه، میان و بلند مدت در ترکیب چندتایی : حداکثر 3 مووینگ - تریلینگ استاپ و همراهی با روند شکل گرفته در بازار و عدم خروج زودهنگام - تعیین زمان مناسب ورود به بازار و عدم ورود به هنگامی که قیمت فاصله زیادی از اوریج خودش گرفته - کمک به شناسایی واگرایی های مخفی HD هم سو با روند جاری - تعیین زون استاپ لاس لایه ای بسته به سطح ریسک پذیری - تشخیص شکست فیک و گذرهای ریل - تعیین حالاتی از وضعیت قیمت که می تواند منجر به شکل گیری حرکات انفجاری در بازار شود - مچ بودن با سبک پرایس اکشن در محصور کردن قیمت با پرایس اکشن و سواری گرفتن از حرکت آن با مووینگ ها - آرایش های مخصوص پله ای، موازی، در هم تنیدگی، نخ شدن، واگرا، همگرا و ... مناسب برای رمز گشایی از وضعیت روند و بازار حین مدیریت معامله باز - شیب مووینگ ها، زاویه مووینگ ها، وضعیت دور شوند یا نزدیک شونده، فاصله قیمت از سطح مووینگ ها - تعیین نواحی ترید ممنوع و شرایطی که نباید در بازار حضور داشته باشیم - مشخص نمودن وضعیتی از بازار که مجاز هستیم پوزیشن باز و پندینگ داشته باشیم یا صرفا تماشاچی باشیم - تولید موقعیت های ورود به معامله ایمن در یک روندی که پیش تر شکل گرفته و از ورود به موقع به آن جا ماندیم * موارد فوق بخشی از کاربردهای مووینگ اوریج هاست که بسته به نیاز و سبک معاملاتی می توان از آنها بهره گرفت. ولی به نظرم میکس پرایس اکشن و دنبال کردن روند با ابزارهای روند محور واقعا کاربردی هست. پرایس اکشن به ما موقعیت مناسب برای ورود به یک معامله رو میده و ابزارهای روند محور روش های ماندن در روند و همراهی با آن را می دهد. ما در ورود به معامله عموما شاید مشکل نداشته باشیم ولی در بودن با روند چرا. به نظرم نگاه ترکیبی میتونه خیلی کمک کنه. ابزاری که شما رو از نوع روند بازار آگاه کنه که چه زمانی ترند هست و چه زمانی رنج در نگاه به بازار و اتخاذ موضع صحیح به کار میاد. به نظرم شکار سقف و کف رو کلا باید از ذهنمون بیرون کنیم. و موردی که هست اینه که تجربه کار با ابزار خیلی حائز اهمیت هست. مثلا همین مووینگ رو شما 5 سال باهاش کلنجار بری جوری به زبونش تسلط پیدا میکنی که کندل هارو از روی اسکرین هم هاید و مخفی کنی فقط با نگاه به مووینگ هات میتونی در خصوص وضعیت مارکت اظهار نظر کنی. به نظرم توجه به مووینگ ها بیشتر نگاه معامله گری رو در شخص فعال میکنه ولی پرایس اکشن محض بیشتر نگاه تحلیل گری رو تقویت میکنه. میکس این دو میتونه ترکیب جالبی باشه. البته ابزار دنبال کننده روند کم نداریم، خیلی ها از ولتی، پارابولیک سار، بولینجر بند، ابرکومو، کیجنسن، سوپر ترند و ... هم استفاده می کنند. این دیگه بر میگرده به سلیقه خود شخص ولی معتقدم هرچه تایمی که با یک ابزار کار میکنید بیشتر باشه به شگفتی هاش بیشتر پی می برید. مثلا در همین بورس ایران من به این نتیجه رسیدم که واکنش های قیمت به مووینگ های پریود سری فیبوناچی واقعا عالی هست و تو بکتست ها و فروارد تست ها معتقدم اینا برای خودم بهترین هستن و میتونم باهاشون ارتباط بگیریم و در خصوص وضعیت مبهم احتمالی بازار کمکم کنن که تصمیم درست بگیرم. حداقل حداقل تو ترند نزولی یا بازار رنج ورود نکنم و تا صعودی بودن بازار کنار بایستم. ارتباط شخصی گرفتن با ابزار و فهمیدن حرف ابزار به نظرم خیلی مفیده. این که مثلا به ابزار X اعتماد کنیم و بدونیم هر وقت هرچی گفت برامون حجت باشه. کلا به نظرم یه سری پیچیدگی ها و تغییر فازهای داینامیک از از انواع روند صعودی، نزولی، رالی، رنج و ... با هم تو بازار میکس هستن که شاید نگاه تک بعدی نتونه اون وضعیت جاری بازار رو برامون به تصویر بکشه و ما نیازمند ابزار کمکی هستیم که در میانه بازار به طور لحظه بصورت عینی بهمون بگه الان اوضاع از چه قرار هست. در تحلیل گری این چالش ها وجود نداره. رویکردم بیشتر معاملاتی هست. این که شما یک معامله باز دارید و مثل یک قایق کوچک روی امواج خروشان اقیانوسی سوار هستید و باید معامله باز را مدیریت کنید. این حس هیچوقت در تحلیل گری ایجاد نمیشه. حتی به نظرم پرایس اکشن کلاسیک هم با نگاه خشک و صلب و هندسی نمیتونه جوابگوی رفتار سیال قیمت باشه و در کنار پرایس اکشن کلاسیک ما نیازمند یه ابزار همجنس و داینامیک از خود بازار هستیم. مثال : در گذشته اینطور فکر میشد که هرچه پی ساختمان را محکم تر، عمیق تر و صلب تر بسازیم در زلزله ساختمان کمتر دچار آسیب می شود ولی الان اصول مهندسی زلزله میگه شما هرچقد که اتصال سازه به زمین رو آزاد تر طرح کنید و اتصال از نوع مفصلی باشه که موقع زلزله سازه بتونه در محدوده مشخصی بازی بکنه، این به شدت باعث دمپ نیروی زلزله میشه و سازه اتفاقا سالم میمونه و این که با اتصال صلب نیروی زلزله رو به سازه انتقال بدیم که اعضای سازه جور دمپ انرژی زلزله رو بکشن دیگه منطقی نیست چون منجر به سازه اور دیزاین میشه ولی وقتی با دمپر و ایزولاتور اتصال مفصلی میسازید بخش بزرگی از نیرو از طریق این ادوات مستهلک میشه و سازه ایمن میمونه. در هر حال به نظرم این ابزارها هم همین نقش رو دارند، اگر حرکات تکانه ای قیمت در بازار رو به همون نیروی زلزله که منجر به حرکت میشه تشبیه کنیم، ما باید با ابزاری بتونیم هم سو با امواج آن برقصیم و در جهتی که در حال رخ دادن هست همراهیش کنیم. واقعا میگم بعد از بررسی کلی نمودار به این نتیجه رسیدم که بازار واقعا مثل آب و سیال و دریاس. تحقیق شده که بیشتر افرادی که در دریا غرق میشن، آب غرقشون نمیکنه بلکه ترسِ و هراس از غرق شدن هست که باعث مرگشون میشه. حس غرق شدن و تلقین. وقتی آموزش شنا میدیدم مربی میگفت آدم اگه تو آب چه استخر چه دریا بیوفته، هیچ کاری نکنه نه دست و پا بزنه نه تقلا کنه، ریتم سینوسی آب در یه لحظه سر شما رو مقداری از آب میاره بالا و میتونی نفس بکشی و لحظه بعد کمی میری زیر آب و لحظه ای بعد دوباره میاردت بالا و میتونی باز نفس بکشی. فقط اون ریتمو پیدا کردن و استفاده ازش مهمه که شاید کسی توجه نمیکنه بهش. تمام این تفاسیر واسه این بود که به نظرم مارکت و چارت ها هم دقیقا مثل همون دریا و سیال آب هستن و فقط باید بدونیم چطوری خودمون رو روی آب نگه داریم و تو ترند معکوس و رنج زیر حجم آب گرفتار نشیم. پرسود باشید. #روند #اندیکاتور #حمایت #مقاومت معامله #معامله_گری