آقای طهماسبی پر تلاش و دانش خیلی زیبا نوشتید و متن تون پر از نکته های ناب بود به نظر منم تحلیل و ترید کاملا از هم جدا هستند به خاطر همینم هست که کسایی که خوب تحلیل میکنن نمیتونن صرفا خیلی خوب هم ترید و معامله کنن در مورد وزن دادن به تکنیکال در هر بازاری من معقدم که هر بازاری یه وزنی از تکنیکال میطلبه اما بازم بسته به نوع عملکرد اون شخص داره که به چه مدلی بخواد فعالیت کنه ... مثلا در فارکس خب مشخصا 100 درصد تکنیکال میطلبه اونم نه هر تکنیکالی تکنیکالی که واقعا تست شده و ثابت شده و عمگرا باشه و مانند یک برنامه کامپیوتری توسط شخص نوشته شده باشه و به راحتی با هر بار استارت نیاز زیادی به فکر کردن نداشته باشه و فوری به اجرا دربیاد .. یا مثلا ارز دیجیتال که قبلا با هم هم نظر بودیم که منطق تکنیکال تو کوتاه مدت برای یک اسکلپر و یا سویینگ تریدر میتونه تا مرز دیوونگی ببرش اما اگر تکنیکال رو در بازه بلند تر مد نظر بگیره و بخواد یه صورت اسپات خرید کنه میتونه ازش استفاده کنه و وزن خوبی براش در نظر بگیره ... داخل بورس خودمون هم تمام تجربیاتی که شما داشتید بنده هم داشتم ولی من به این رسیدم که 60 درصد بازار بورس ما رو بحث روانی تشکیل میده روان شناسی بازار و خودشناسی یا خود کنترلی و 20 درصد رو مدیریت سرمایه درست و بهینه در نهایت 20 درصد مابقی رو میشه گفت میتونیم بین تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال تقسیم کنیم ... من خودم فاندامنتالیست مطلق نیستم اما بورس ما به دلیل اینکه روز های کمی و ساعات کمی برای معامله داره و و حرکت های داخل اون بعضا فرسایشی و صبرر و حوصله میطلبه به نظر بورسمون بدرد تریدر کوتاه مدت نمیخوره و اون شخص سود زیادی رو نمیتونه ازین بازار ببره ... چون وقتی یک شخص تریدر معامله ای باز میکنه داخل بورس خودمون این شخص چون روز های زیادی رو زمان میبره تا حرکتی که مد نظرش بوده شکل بگیره و بنا به اینکه ما جنبه های مختلف دیگه ای تو زندگیمون داریم و باهاش درگیر هستیم اون شخص در روزهای که گذر میکنه میتونه حالت مختلف روانی و تجربه کنه و به راحتی سهمی که به عنوان مثال گنجایش رشد 3 برابری داشته رو با 20 درصد بالا و پایین بفروشه و خودشو و فکرش و از درگیری با این معامله خلاص کنه که این کاملا میتونه غیر ارادی باشه همون طور که گفتم ... در نظر سنجی های که حتی از مارکت آمریکا گرفته بودند طی این موضوع که چه کسانی بیشترین نرخ سود رو در بازار کسب کرده بودن به این نتیجه عجیب رسیده بودن که اکثر افرادی که داراییشون بیشترین نرخ برد رو درون بازار داشته کسانی بودند که یا ((فوت شده بودن)) یا اینکه اصلا کارشون انقدر درگیرانه بوده و تخصصی در این مورد نداتشند که فراموش کردند که همچین دارایی دارند ... در مجموع من فکر میکنم داخل بورس ما هم میزان بها دادن به تکنیکال خیلی زیاد شده و این مقدار برای این بازار بیش از اندازه است ... فاندامنتال هم در جای خودش تکنیکال هم در جای خودش ... اما بورس چه بخواییم چه نخواییم محلی برای سرمایه گذاری و صبوریه تا ترید کردن های مکرر ... به نظرم داخل بازار ما فارق از تکنیکال و فاندامنتال به کلاس های تمرین صبر و خودکنترلی داریم که چه بسا خوده شخص من هم تمام ضرر ها و سود های نگرفته ام نه از کم دانستن تکنیکال بود و نه از کم دانستن فاندامنتال" که از نداشتن صبر و تحمل بود و صد البته که دونستن جایگاه قیمت(تکنیکال) و دونستن ارزش (فاندامنتال) یکی از پایه ترین علوم این بازار هستند و دونستنشون واجب هست... ببخشید زیاد شد دوستان امیدوارم تونسته باشم به درستی مفهوم رو برسونم 🙏