یک تجربه از خود: تحلیل تکنیکال و اساسا پیش بینی قیمت یک توجیه ذهنی است. وقتی در یک فضای با عدم قطعیت و همچنین دارای آشوب در حال فعالیت هستیم دو مشخصه "سیال بودن" و "تصادفی بودن" ؛ کلا عنان هرگونه پیش بینی را از دست معامله گر می گیرد. اما با هر نوع از تحلیل - تکنیکال، بنیادی، ذهنی - فقط یک بهانه منطقی است نه یک دلیل منطقی چون دلیل تنها یکی است ولی بهانه می تواند تعداد بیشتری را به خود بگیرد؛ تا براساس واکنش قیمت نسبت به اتفاقات در گذشته به توان یک احتمالی از ادامه حرکت قیمت به دست آورد. این احتمال می تواند جهت آتی حرکت را با درصد بالاتری از پیشامد به عنوان پیامدی از واکنش های قیمت ارائه دهد اما نمی تواند نحوه حرکت در آن جهت را پیش بینی کند. فهم این موضوع می تواند خیلی خیلی در دیدگاه ذهنی و احساسی معامله گر اثرگذار باشد. نتیجه ام از این موضوع این است که هر کسی از ظن خودش - یعنی هر نوع از سبک تحلیلی - یار قیمت شود. و لزوما یک سری اتفاق بعدی هست که می تواند روشنگر راه معامله گر باشد. تعداد زیادی از روش ها را یاد گرفتن چیزی به معامله گر اضافه نمی کند. مهم میزان عمق مطلب و تسلط بر آن است و همچنین پیروی از سیستم معاملاتی که قبلا در بازار آزمون پس داده و بتوان حداقل منابع علمی اورجینال از آن را پیدا کرد.